تبليغاتX
خط سوم
خط سوم
گيس گلابتون
این مربع
 

اين مربع يك ضلع اضافه آورده است

و اين عشق

مساحت درست و حسابي اي ندارد

 

سطر هاي اين وسوسه

فكرم را از دست هات بيرون مي كشد

و موهاي من

از پريشاني دنيا

هر لحظه دراز تر مي شود

تو آن گوشه ی دنيا افتاده اي و از خودت

تنها حروف نا معلومت را برايم پست مي كني

و آخر هم معلوم نشد

خدا از دست چه كسي به آسمان پناه برده بود؟!

 

لب هام دارد آتش مي گيرد

كسي از ترس سوختن خودش را در دهانم جاي مي دهد

من از ترس آتش خودم را

درمعادله اي محاسبه مي كنم .

و خدا روي لب هاي كسي موازنه شده است

 

 

دست از اين چشم ها بكش آهوي عصيانگر

دست از اين چشم ها بكش

آهوي عصيانگر

دانشمند خاك

سال هاست كه خودش را دور مي زند

پشت تساوي پنجره ها

برف با منقل آتش مي رقصد

و خدا با شيطان

 

من وسوسه شده ام لب هات را ببوسم

و ضربان فكرم در( گناه شمار) دنيا هر لحظه

بالاتر مي رود

خدا به فرشته هاش امتحان پس مي دهد

و كسي پشت پرده ی وجودم

نمايش هم خوابگي خدا و شيطان را بازي مي كتد

چشم ها كه هيچ

من از  عصيان آهو هم دست كشيده ام

قطر بهانه بود

اين مربع يك ضلع اضافه آورده بود... !

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط پانيذ هدايتي در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 13:10 |