![]() و آن خطاط سه گونه خط نوشتي يكي را خود خواندي و لا غير يكي را هم او خواندي و هم غير يكي را نه او خواندي و نه غير و آن [ خط سوم ] منم ... ! پانيذ هدايتي هستم . 20 ساله . و اين نوشته ها حاصل صد سال تنهايي من است كه هنوز 20 سال آن سپري شده . شعر مي نويسم و گاهي داستان هاي كوتاه . سابق آهنگسازي هم مي كردم و نقاشي و حالا هردو را و حتي تدريس پيانو را هم كنار گذاشته ام و فقط مي نويسم . ادبيات همه چيز من است . ادبيات تنها چيزي ست كه مرا دريافت كرده است .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
باران(مسعود ارشادي فر)
ققنوس ( مهتا بردبار ) عليرضا فيروزي وقتي كه ماه گل مي كند(رضا رضي پور) شب هاي جووني (سعيد) پوستر هاي سينمايي (شادي جون) عكس هاي بزرگداشت سيمين بهبهاني پل ادبيات :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خط سوم
گيس گلابتون این مربع
اين مربع يك ضلع اضافه آورده است و اين عشق مساحت درست و حسابي اي ندارد سطر هاي اين وسوسه فكرم را از دست هات بيرون مي كشد و موهاي من از پريشاني دنيا هر لحظه دراز تر مي شود تو آن گوشه ی دنيا افتاده اي و از خودت تنها حروف نا معلومت را برايم پست مي كني و آخر هم معلوم نشد خدا از دست چه كسي به آسمان پناه برده بود؟! لب هام دارد آتش مي گيرد كسي از ترس سوختن خودش را در دهانم جاي مي دهد من از ترس آتش خودم را درمعادله اي محاسبه مي كنم . و خدا روي لب هاي كسي موازنه شده است دست از اين چشم ها بكش آهوي عصيانگر دست از اين چشم ها بكش آهوي عصيانگر دانشمند خاك سال هاست كه خودش را دور مي زند پشت تساوي پنجره ها برف با منقل آتش مي رقصد و خدا با شيطان
من وسوسه شده ام لب هات را ببوسم و ضربان فكرم در( گناه شمار) دنيا هر لحظه بالاتر مي رود خدا به فرشته هاش امتحان پس مي دهد و كسي پشت پرده ی وجودم نمايش هم خوابگي خدا و شيطان را بازي مي كتد چشم ها كه هيچ من از عصيان آهو هم دست كشيده ام قطر بهانه بود اين مربع يك ضلع اضافه آورده بود... !
|+| نوشته شده توسط پانيذ هدايتي در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 13:10
|