![]() و آن خطاط سه گونه خط نوشتي يكي را خود خواندي و لا غير يكي را هم او خواندي و هم غير يكي را نه او خواندي و نه غير و آن [ خط سوم ] منم ... ! پانيذ هدايتي هستم . 20 ساله . و اين نوشته ها حاصل صد سال تنهايي من است كه هنوز 20 سال آن سپري شده . شعر مي نويسم و گاهي داستان هاي كوتاه . سابق آهنگسازي هم مي كردم و نقاشي و حالا هردو را و حتي تدريس پيانو را هم كنار گذاشته ام و فقط مي نويسم . ادبيات همه چيز من است . ادبيات تنها چيزي ست كه مرا دريافت كرده است .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
باران(مسعود ارشادي فر)
ققنوس ( مهتا بردبار ) عليرضا فيروزي وقتي كه ماه گل مي كند(رضا رضي پور) شب هاي جووني (سعيد) پوستر هاي سينمايي (شادي جون) عكس هاي بزرگداشت سيمين بهبهاني پل ادبيات :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خط سوم
گيس گلابتون روسری
این روسری تا از خر شیطان پایین بیاید هزار رنگ می شود و من خجالت خودم را گردن کور رنگی چشم های تو می اندازم بوسه ها سردشان شده دهان من از تو آتش می گیرد و تو از این سطر خوشت آمده بود : " نمی دانم شب است یا شبم ؟ " و من از این شب ها چیزی به جز چشم هات دستگیرم نمی شود صدای کل زدن کوچه چند ردپای ساده را به فاجعه تبدیل می کند مرا بدون نقطه رها می کند و تو از سر خط با مداد خیس سیاهی دیکته می شوی.
|+| نوشته شده توسط پانيذ هدايتي در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 13:37
|