![]() و آن خطاط سه گونه خط نوشتي يكي را خود خواندي و لا غير يكي را هم او خواندي و هم غير يكي را نه او خواندي و نه غير و آن [ خط سوم ] منم ... ! پانيذ هدايتي هستم . 20 ساله . و اين نوشته ها حاصل صد سال تنهايي من است كه هنوز 20 سال آن سپري شده . شعر مي نويسم و گاهي داستان هاي كوتاه . سابق آهنگسازي هم مي كردم و نقاشي و حالا هردو را و حتي تدريس پيانو را هم كنار گذاشته ام و فقط مي نويسم . ادبيات همه چيز من است . ادبيات تنها چيزي ست كه مرا دريافت كرده است .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
باران(مسعود ارشادي فر)
ققنوس ( مهتا بردبار ) عليرضا فيروزي وقتي كه ماه گل مي كند(رضا رضي پور) شب هاي جووني (سعيد) پوستر هاي سينمايي (شادي جون) عكس هاي بزرگداشت سيمين بهبهاني پل ادبيات :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خط سوم
گيس گلابتون یک لیوان آب سرد
دنيا خط قرمز گردي كه به دور تو مي كشم حالا چه فرق مي كند ؟؟! بيايي يا نيايي ، سر اين دايره را قفل كرده ام انگشت هام هر كدام شمعي شده اند كه رو به بالا آتش مي گيرد و شعله هاشان ناخن هاي كشيده ام را قرمز مي كند تو ليوان آب سرد را سر مي كشي و من درچمدان را مي بندم دايره دنيا چمدان من تو... با اين همه قفل هاي بسته ديگر چه انديشه اي باقي مي ماند ؟ چه عشقي؟؟! حالا چه فرق مي كند؟ بيايي يا نيايي من براي بردن گل سرخ بترسم يا نترسم تنها شعر سال هاي پيشم درست از آب در مي آيد : " نطفه هايي كه بسته نشد خوشبخت ترين آدم ها بودند"
|+| نوشته شده توسط پانيذ هدايتي در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 15:39
|