![]() و آن خطاط سه گونه خط نوشتي يكي را خود خواندي و لا غير يكي را هم او خواندي و هم غير يكي را نه او خواندي و نه غير و آن [ خط سوم ] منم ... ! پانيذ هدايتي هستم . 20 ساله . و اين نوشته ها حاصل صد سال تنهايي من است كه هنوز 20 سال آن سپري شده . شعر مي نويسم و گاهي داستان هاي كوتاه . سابق آهنگسازي هم مي كردم و نقاشي و حالا هردو را و حتي تدريس پيانو را هم كنار گذاشته ام و فقط مي نويسم . ادبيات همه چيز من است . ادبيات تنها چيزي ست كه مرا دريافت كرده است .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
باران(مسعود ارشادي فر)
ققنوس ( مهتا بردبار ) عليرضا فيروزي وقتي كه ماه گل مي كند(رضا رضي پور) شب هاي جووني (سعيد) پوستر هاي سينمايي (شادي جون) عكس هاي بزرگداشت سيمين بهبهاني پل ادبيات :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خط سوم
گيس گلابتون خاطره هاي نيامده
سلام خاطره های نیامده این داستان که من می گویم چشم هات را روشن تر از همیشه می کند و روز هایی که نیامد را دوباره ورق می زند کسی در این شب ها کابوس هایش را برای مردی که ایستاده خوابیده دیکته می کند و دفتر خاطراتش را آنچنان که دوست می داشت بگذرد دروغ می نویسد به فکر دست هام رسیده ام دست هایی که با اولین تماس تکه تکه شد و قلب نوزادی که با اولین طپش آتش گرفت از خودم بیرون زده ام از چشم هایت من از خودم به دنیا آمدم و از مادرم چند تکه از من بر جای ماند پسری را زاییدم که آفتاب هم ندیدش و این نشانی مال هیچ خانه ای نبود درست مثل پدر که هیچ بچه ای نداشت های خاطره های نیامده صبر کن بنفشی این خیابان از حضور مبهم تو هزار جیغ می کشد و اینجا کسی دارد از رگ هایش مداد رنگی می سازد.
|+| نوشته شده توسط پانيذ هدايتي در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 21:38
|