تبليغاتX
خط سوم
خط سوم
گيس گلابتون
بوسه

به این لکه سیاه خیره شده ام

و این بوسه عجیبی که

                      لب هام را چاک داد...!

به ساعت فانتزی روی میز

که هر عصر پنج شنبه

زمان را در آن می پیچانم

تا هواپیمایی که

میان پاره های سفید آسمان

قدم هات را بال می کند

چند لحظه دیر تر

دست و پایش را جمع کند

دارم از خودم

نه از پاهایت

اصلا از شعر های شیشه ای ات

خداحافظی می کنم

این ورق ها شبیه منند

که هر روز خودم را

در پاورقی ات تکرار می کنم

من هنوز هم

دستبند نقره ای ام را

 به دستبوس واژه های باکره ات می فرستم

و از خط خط شدن این خواب

تنها گردی چشم هات را

 به خاطر می آورم

انگشت هات خوف را

از زیر ناخن هایم تزریق می کنند

من از اندیشه ساده گناه

فلسفه مبهم عشق را می سازم و

این رویای کشنده معصوم را دوباره

                                         مرور می کنم ...!

|+| نوشته شده توسط پانيذ هدايتي در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 12:16 |